
سفرنامه اصفهان !
داستان از آنجا شروع شد که ما به اتفاق بچه ها و خانم قاسمی که تصمیم گرفته بودند ما را به اردو ببرند در کانون جمع شدیم بعد از چند دقیقه همه بچه ها با اشتیاق زیادی سوار ماشین شدند و خانم قربانی و یوسفی ما را از زیر قرآن رد کردند . با فرستادن صلوات سفرمان را آغاز کردیم .در راه بچه ها به نوبت خاطره های بامزه ی خود را از اردوهایی که رفته بودند تعریف کردند و جمله های زیبایی را که روی تابلوهایی در خیابان بود را خواندند و یادداشت کردند تا بالاخره به شهر اصفهان رسیدیم و در اولین بازدید از چهل ستون با عظمت دیدن کردیم گر چه ساختمان چهل ستون که در میان باغ بزرگی قرار داشت بسیار زیبا بود اما با شکوه تر از آن طاق نمای ایوان بود که با هزاران تکه کوچک آینه تزیین شده بود و داخل عمارت هم دیوارها با نقاشی های بسیار زیبایی از جنگ های شاه عباس و شاه اسماعیل صفوی ،آنقدر زیبا و رنگارنگ بود که حتی بعد از گذشت 300 سال تازه و جذاب به نظر می رسید .اما...
ادامه مطلب...
اينجا كجاست؟
![]()

اينجا كهريزسنگ است اشتباه نكنيد اون كهريزكي كه آسايشگاه سالمندان است با شهر كهريزسنگ استان اصفهان از زمين تا آسمان فرق مي كند .شايد تا به حال اسم شهر ما را نشنيده باشيد و فكر كنيد كهريزسنگ خيلي دور افتاده است اما جالب است برايتان بگويم كه فاصله شهر ما تا مركز شهر اصفهان فقط 30 دقيقه(با خودرو) است كه از خيلي از محله هاي خود اصفهان نزديكتر است .يعني ما اگر اراده كنيم در عرض 40 دقيقه مي توانيم كنار سي و سه پل قدم بزنيم .(به شرطها وشروطها كه نبودن ترافيك شديد يكي از شروطها است) براي اينكه بهتر با شهر ما آشنا شويد بهتر است به تست هاي سه، چهار گزينه اي زير پاسخ دهيد از پاسخ نامه هم تقلب نكنيد .
درس اول کرسنگ شناسی: جغرافیا، تاریخ ،اجتماعی
1)مهمترين و مشهورترين محصول كهريزسنگ در قديم چه بوده است ؟
الف: دل خوش سيري چند ب: چند من خربزه مي خواهي ج: سيب سرخي به جذامي خواهم داد.
2) دليل نام گذاري شهر كهريزسنگ (كر سنگ ) چه بوده است ؟
الف : درقديم در اين شهر آنهايي كه كر (ناشنوا) بوده اند را با سنگ مي زدند .
ب : مردم شهر به دليل نداشتن خرمنكوب كاه هاي درشت را با سنگ ريز مي كردند.
ج : در موقع حفر كاريز(قنات) براي پيدا كردن آب سنگ هاي قلمبه اي ته كاريزها پيدا شد .
ادامه مطلب...
کارآگاه کتابی!
"کارآگاه کتابی" یک گارآگاه مشهوراست که علاقه زیادی به خواندن کتاب دارد برای همین هم از مشتریان پرو پا قرص کانون پرورش فکری کهریزسنگ است .ومرتب به ما سر می زند واز آنجایی که علاقه زیادی به معما دارد ،همیشه از کتاب های کانون برای بچه ها، معما طرح می کند .اگر شما هم دوست دارید خود را با معماهای کارآگاه کتابی محک بزنید می توانید از همین حالا شروع کنید.
بعد ازاينكه داستان زير را با دقت خوانديد ،دقت ، و شم كارآگاهي خود را با پاسخ به سوال ها محك بزنيد . سرنخ هايي را كه داستان در اختيارتان مي گذارد محكم بگيريد تا بتوانيد به سوالها پاسخ دهيد . دو هفته از تاريخ ارسال معما فرصت دارید پاسخ هايي خود را به صورت كامنت براي ما ارسال كنيد (در قسمت نظر بدهيد)
بعد از اين مدت کارآگاه به سراغتان می آید تا پاسخ سوال ها را بدهدو كساني كه پاسخ صحيح داده اند را معرفی کند ، در ضمن نام كتابي كه معما ها را از آن طرح کرده است را هم ،افشا می کند.
اولین معما:
آیا محسن یک جاسوس است؟
ادامه مطلب...
خدایا !
دوست دارم!
نمی دونم از کجا شروع کنم .فقط اینو می دونم که تو هم الان داری به من فکر می کنی. می دونم که داری به حرفام گوش میدی و بهم لبخند می زنی، شایدم دستاتو باز کردی تا منو در آغوش بگیری. آخه از یه روحانی شنیدم که می گفت :" هر وقت به یاد خدا می افتین بدونین که اول خدا به یاد شما افتاده "
به هر حال دلم برات خیلی تنگ شده اندازه اون هفتا آسمونی که آفریدی و زمین کوچیک ما فقط یه ذره از اونه . اما من می دونم که تو زمینو از همه جا بیشتر دوست داری، چون توی زمین ملیونها آدم مثل من هست که تو تک تکشونو دوست داری اونم به قدری که همه اونا رو از روح خودت خلق کردی بعدم با افتخار منو به فرشته هات نشون دادی و بهشون گفتی : ببینین چقدر قشنگه، چقدر شبیه منه . اونوقت فرشته ها اخماشو نو تو هم کردن و گفتن ...
ادامه مطلب...

"ماجراي گرمابه و پيرزنها"
اين يك ماجراي واقعي است !!!
حدود 200 سال پیش آن طور که من می دانم ریش سفیدان روستای کهریزسنگ حمامی عمومی در جنوب این روستا ساختندكه تقريبا"حمامي زير زميني محسوب ميشد وحدود 20پله از سطح زمين پايين تر بود. بچه كه بودم به زور پدرم هفته اي يكبارهمراه او به حمام ميرفتم .چشمتان روز بد نبيند از وقتي كه لباسهايم را درمي آوردم مثل بيد ميلرزيدم. ميپرسيد چرا ؟ عرض ميكنم .
ادامه مطلب...
